تبليغاتX
سرو سهی
خدای همیشه یاور من
     

برایم آشنا هستی/تو را من پیش از این هرگز ندیده/وشاید بعد از این هرگز نخواهم دید/

ولی وقتی کلامت را شنیدم/آشنا بودی/نمی دانم، ولی شاید/هزاران سال پیش از این/

من و تو،هر دو در یک غار با هم زندگی کردیم/ ویا شاید همان روزی که با دستان خالی/

از شکار آهوان دشت،بر گشتم/ دم چادر،به دستم استکان چای را دادی/

نمی دانم، گمانی دور می گوید/به هنگامی که از میدان جنگی نا برابر،بازگشتم/

زره را از تن زخمی در آوردی/و با دستان خود،زخم مرا شستی/

و مرهم را،تو،بر بازوی خون آلود،مالیدی/ببینم،وقتی از چشمان ابر تیره/

آن باران بغض و دشمنی،می ریخت/تو چتر مهربانی،بر سرم آهسته وا کردی؟/

آه یادم هست،وقتی عاشق عاشق شدن گشتم/تو گفتی عاشق نور و امید و روشنی باشم/

تو را هرگز ندیدم من/ولی هر لحظه با من،از خودم نزدیک تر بودی/خدای من چه می گویم/

چه می گویم تو را من پیش از این هرگز ندیده/و شاید بعد از این هرگز نخواهم دید/

تو را در آبی دریا،تو را در خنده ی خورشید/تو را در گریه های ابر،تو را در جاری هر رود/

تو را در لابه لای عطر شب بو ها/تو را در لحظه های شادو غمناکم/

 تو را از اولین بغض تولد/تو را با اولین لالایی مادر/تو را هر لحظه من دیدم/

و تا جایی که در من،یک نفس باقی است/و حتی بعد از آن هر لحظه،خواهم دید 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 11:27 توسط سودی |
یا ابا صالح المهدی

می خواهم واژه ای را معنی سازم،واژه ای که همه شنیده اند،واژه ی انتظار،معنی اش را نمی دانم ولی حسم

 می گوید معنی اش را بجوی به آن خواهی رسید،واژه ی انتظار را جستجو کن،به دنبالش برو خواهی

 یافت،پیدا کردم معنی ان واژه ی مهر را اما با نمگینی با خشکی ولی با هیجان؛انتظار را عشق معنی خواهم

 کرد عشق به یه اسم،اسمی پر بار از مادری پر مهر،عشق به مهدی به زاده ی نرجس!دیگر توان ندارم

 عا جزم از این همه جستجو پس قلم را رها می کنم و دفترم را تا لحظه ی باز شدن دوباره ی یاسها خواهم

 بست.

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 19:25 توسط سودی |
زندگی

·        زندگی مثل یه نردبون می مونه که هر چه پله های بیشتری رو بالا بری جاهای بیشتری رو می تونی

 ببینی و انسان کاملتری می شی و به خدا نزدیکتر می شی و از پرتو لطفش بیشتر استفاده می کنی ولی نباید

 فراموش کنی اگر ظرفیت بالا رفتن را نداشته باشی هر چه بالا تر بری با شدت بیشتری پایین می آیی

 چون بالاترین نقطه ی اوج هر فواره اغاز سقوط اون فواره هم است البته فواره ظرفیت نداره

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 19:18 توسط سودی |
شعری از خودم با عنوان(چشمان منتظر به طلوع)

نمی بخشم     

    گفت بنویس آنچه در قلبت است

 

گفتم چه نویسم که پر از آشوب است

 

گفتم چه بگویم که دهانم بسته ست

 

دلم از رفتن تو بشکسته ست

 

وقتی تو روی از برمن خواهم مرد

 

شادیم بودن توست

 

و چه زیباست احساس تو در

 

 حین طلوع خورشید

 

و همان خنده ی زیبای تو بود

 

که زندگی را به درونم به جریان انداخت

 

اما چو غروب آمد خوزشید برفت

 

تو برفتی و به جایت غم تنهایی نشست


چه بگویم،تو نگفتی که در این مدته چند

 

چشمانم خیره به در مانده اند

 

و صدای سوسوی تنهایی ست

 

که چو وزش باد در گوش دلم می پیچد

 

تو برفتی و نگفتی که بعد از رفتن تو

 

 ابر چشمانم طوفان زده است

 

و بارانش که چه تند می بارد

 

و همان کشتی تنهایی ست در کنج دلم

 

که در این طوفان غم

 

بالا و پایین می کند

 

اما چه قشنگ است به هنگام طلوع

 

تو بیایی وطوفان را آرام کنی

 

کشتی تنهاییم طوفان زده است

 

غرق شده است

 

تو بساز کشتی با هم بودن

 

و شناور کن در قعر دلم

 

با آمدنت شادی معنا می کند

 

و طلوع است تمنای دلم

 

دیگر ز غروب ترس ندارم زیرا

 

دانم که طلوعی دگر،در راه است

 

و طلوع خورشید با آمدنت همراه است

 

و آمدنت دریچه ی غم را بست

 

وقتی که احساس مرا از طلوع دانستی

 

به هنگام رفتن

 

برگه ای چسباندی بر آینه ی تقدیرم

 

و دگر روز ها خیره شدم

 

بر برگی که تو با خط قشنگت بنوشتی

 

با طلوع بر می گردم

 

منتظر خواهی ماند؟

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 20:52 توسط سودی |
تقدیم به مادر بهتر از گلم
<br/><a href=View Raw Image" id="TB_Image" />

 

مادر٬مادر٬مادر

که دل تو به وسعت دریاست و آغوشت به گرمی خورشید

 

که هیچگاه آغوشت برای من بسته نیست وقتی زیر لب تکرار می کنم مادر

 یاد آن لحظه هایی می افتم که بر سر سجاده گریه می کردی و برای

من دختریکی یک دونت که کنکور داشتم دعا می کردی

ای یاورم دوستت دارم ای ستاره ی درخشان قلبم تو را می ستایم

 

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387ساعت 23:23 توسط سودی |
تبریک روز معلم به پدر و مادرم

 

من توی این دنیای کو چک خانواده ی خوبی دارم که با تمام وجود دوستشون دارم پدر و مادرم دو جواهر زندگیم هستند که هر چی دارم از اونا دارم ۴ روز دیگه روز معلمه و من می خوام به این دو جواهر پیشاپیش روزشون رو تبریک بگم و با تمام وجود فریاد بزنم که چقدر دوسشون دارم آخه این دو نفر به نوعی برای فرزندان این مرز وبوم نیز پدر و مادر هستند و همه اونا رو مثل فرزندان خودشون دوست دارندو من ازاینجا دستشون رو می بوسم واین کارت پستال ها رو تقدمشون می کنم

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 22:37 توسط سودی |
دل دریایی
 

 

آن دل دریایی ما٬غیر تو هیچکس ندید

                             آن وجود سرپا شیفته ما٬غیر تو هیچکس ندید

تو اگر خاطر ما خواهی گوشه چشمی بنما

                            آن نگاه پرسش گر ما٬غیر تو هیچکس ندید

تو دل از ما بربودی و برفتی کنون

                           آن دل عاشق ما٬غیر تو هیچکس ندید

تو چنانی که چنین بود مرا

                          آن عشق طوفانی ما٬غیر تو هیچکس ندید

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 22:32 توسط سودی |
به یاد تو
اگر ز دایره ی عشقم

 

                می روی برو

و اگر ز لحظه های شور انگیزم

                دل می کنی بکن

اگر ز بام رویا هایم

                پر می کشی بکش

اما تو ای خوب من

                از من مگیر این احساس عاشقانه را

و این خا طرات شیرین را

               منی که در جاده های بلند عشق

فقط به تو می اندیشم

                به تو که تمام آمال و آرزوی منی

خدایا

کاش نبود این واژه جدایی

                و کاش نبود هیچ عاشق بی پناهی

خدایا

مرا دیگر توان سوختنم نیست

                بی تو توان بودنم نیست

و تو ای گل بوته ی یاس من

                گر ز خیالم می روی برو

و اگر ز سرایم می روی برو

                مرا عادت است به مسلخ نشینی

به خاکستر نشینی

                 اما چنان لبریز از عشقم

که تمام واژگان غم به پیش من بیگانه می آیند

                 و چنان نگاه معصومت جادو کرده قلبم را

که تا ابد

          به یاد تو

                     خواهم ماند ای گل بوته ی یاس من

 

 

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 13:43 توسط سودی |
دعاهایت را بنویس
نفس که میکشم٬با من نفس می کشد.قدم که برمیدارم٬قدم بر می دارد.اما وقتی که می خوابم٬بیدار می ماند تا خواب هایم را تماشا کند.او مسئول آن است که خواب هایم راتعبیر کند.او فرشته ی من است.همان موکل مهربان.

 

اشکهایم را قطره قطره می نویسد.دعاهایم را یاد داشت می کند.آرزو هایم را اندازه می گیرد و هر شب مساحت قلبم را حساب می کند.و وقتی که می بیند دلتنگم٬پا در میانی می کند و کمی نور از خدا می گیرد و در دلم می ریزد٬تا دلم کوچک و مچاله نماند.

به فرشته ام می گویم:از اینجا تا آرزوهایمان چقدر راه است؟من کی به ته رویاهایم می رسم؟خیال من کی لباس واقعیت به تن می کند؟

می گویم:من از قضا واز قدر واهمه ندارم.من از تقدیر می ترسم.از سر نوشتی که خدا برایم نوشته است.من فصل آینده را بلد نیستم.از صفحه های فردا بی خبرم. نمی دانم در خط های بعد چه خواهند نوشت.می گویم:کاش قلم دست خودم بود.کاش خودم می نوشتم.

فرشته ام به قلم سوگند می خورد و آن را به من می دهد و می گوید:بنویس.دعاهایت را بنویس.رویاهایت را هم.خیالت را وآرزویت را. فکرت را بنویس و ذکرت را.هر چه که می خواهی...

بنویس که دعایت همان سرنوشت توست.و جز آنچه می اندیشی٬سرنوشت دیگری نیست.تقدیرت همان است که پیشتر خود نوشته ای.

شب است و از هزار شب بهتر است.فرشته ها پایین آمده اند.و تا پگاه درود است و سلام٬قلم دست من است ومی نویسم.می دانم که تا پیش از طلوع آفتاب تقدیرم را خدا به فرشته ها خواهد گفت.

+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 21:7 توسط سودی |
شعری از خودم به نام زندگی
زندگی٬زندگی یعنی چه؟

 

زندگی یعنی شکفتن...غنچه

زندگی یعنی ماندن...منتظر

آب خورشید طراوت خواستن

در پی قطره ی آبی جستن

تا طراوت را فریاد زدن

نظر تو چیست٬زندگی یعنی چه؟

شاید که بگویی٬زندگی جستن بیهوده

به کدامین طراوت نگریم

زندگی یعنی پلاسیدن گل

زندگی یعنی عطش

زندگی یعنی کویر

تو بگفتی که درون دل خود

زندگی را تاریکی شبهای کویر می دانی

به تو گفتم که چرا این چنین می نگری؟

زندگی زیباست

زندگی یعنی دویدن پی اهداف بلند

زندگی یعنی رسیدن به اوج

زندگی یعنی بوییدن گل

زندگی یغنی احساس خدا...صاحب گل

آه٬دانی که چه لذت دارد

که درون اهداف غرق شوی

فریاد زنی

که خدایم اینجاست

که من او را دارم

هدف اصلی من قربت اوست

حالا تو بگو زندگی نا امید یعنی چه!!

تو خدایی داری

که توانایی هر چیز دارد

کافی است دستت را بالا ببری

به درون آسمان

تا بفهمی زندگی یعنی چه؟

+ نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 20:38 توسط سودی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا