می روی برو
و اگر ز لحظه های شور انگیزم
دل می کنی بکن
اگر ز بام رویا هایم
پر می کشی بکش
اما تو ای خوب من
از من مگیر این احساس عاشقانه را
و این خا طرات شیرین را
منی که در جاده های بلند عشق
فقط به تو می اندیشم
به تو که تمام آمال و آرزوی منی
خدایا
کاش نبود این واژه جدایی
و کاش نبود هیچ عاشق بی پناهی
خدایا
مرا دیگر توان سوختنم نیست
بی تو توان بودنم نیست
و تو ای گل بوته ی یاس من
گر ز خیالم می روی برو
و اگر ز سرایم می روی برو
مرا عادت است به مسلخ نشینی
به خاکستر نشینی
اما چنان لبریز از عشقم
که تمام واژگان غم به پیش من بیگانه می آیند
و چنان نگاه معصومت جادو کرده قلبم را
که تا ابد
به یاد تو
خواهم ماند ای گل بوته ی یاس من![]()
![]()
![]()
